NAVAB.ORG NAVAB.ORG
تماس معرفي علمي/فني گوارا خانه
لينكها
گوارا

خونه علی آقا روی Net
کوچه ی بی دار و درخت
تجربيات يک ايرانی شاغل در Microsoft
خورشيد خانوم
شكّر
جف
قصه های عامه پسند
راهي
خاطرات يك افسر وظيفه
سه نقطه ستان
زهرا
فیلم / سینما

سايت های پر کاربرد
موسيقي
ترانه های فارسی موسيقی ايرانی
----
يه سايت خوب برای گوش دادن به آهنگ هاي قديمي *جديد
----
جدید ترین آهنگهای ایرانی وخارجی ودرخواستی شما
----
يک سايت خوب برای گرفتن آهنگ های ترکی و غير ترکی
----
يه سايت خوب برای Download آهنگ های جديد ايرانی
----
‏ToolBox
بهترين سايت برای ارسال کارت تبريک
----
بانک اطلاعات رستورانهای ايران
----
سايت 118
----
جستجوی پزشک
----
Online Dictionary فارسی به انگليسی و انگليسی به فارسی
----
برنامه سينماهاي تهران
----
راهنماي اخذ پذيرش از دانشگاه هاي معتبر دنيا

Photography

Digital Camera Reviews And News
----
A Digital Photography Contest
----
photoSIG
----
Learning about the world through photography
----
Digital Photography - Cameras Buying & Comparing Guide
----
Persia at Photo

چوق الف

آرشيو مطالب قبل
March 2005
April 2005
May 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
July 2006
August 2006
February 2007
April 2007
May 2007
September 2007
October 2007
November 2007

Thursday, November 29, 2007
هم نیروزائی در سوال و جوابهای خودمانی!
نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده که کسی ازتون سوالی بپرسه و مشکل فنی رو توضیح بده و شما راهنمائیش کنین؟ بعدش حس میکنین میخواهید بدونین که اطلاعاتی که دادین تا چه حد مفید بوده... به نظرم این توی وجود همه هست... اصولا راهنمائی کردن و راهنمائی گرفتن یه موضوعیه که به افزایش سواد آدم کمک میکنه، تجربه ها رو منتقل میکنه و این جو رو بوجود میاره که همه به هم کمک فکری کنن... برای من بارها پیش اومده که به دوستی یا شخصی راهنمائی کرده باشم و بعدها ازش خواسته باشم که نتیجه استفاده از راهنمائی من چی بوده یا اینکه ... خوب بلاخره مشکل چطور حل شده ... اما اکثر آدمهائی که من میشناسم فقط مرحله اولشو خوب بلدن... یعنی سوالشونو بپرسن و جیم بشن!!! بعداً وقتی هم ازشون میپرسی که مشکل حل شد یا طفره میرن یا اینکه با یه قیافه حق به جانب میگن که ... نه اونطوری که تو گفتی نبود!!! بعدشم در مذمت راهنمائی شما و اینکه چرا توضیحات شما به دردشون نخورده 100 سال توضیح میدن!!! اگه هم استفاده کرده باشن سعی نمیکنن که بروز بدن!!! خوب این موضوع مدت زیادیه که فکرمو به خودش مشغول کرده بود ولی امروز با دیدن آخرین نمونه اش از طرف یکی از دوستای خوبم متوجه شدم که باید اینو به صحن علنی جامعه بکشونم!!!

راجه به Synergy یا همون همنیروزائی چیزی میدونین؟ این متن رو بخونین:

برانگيزنده‌هاي دروني بخش درون‌زاي درگيري فرد در فعاليت‌هاست که از احساس‌ها شخص درباره آن فعاليت‌ها ناشي مي‌‌‌شود و الزاماً با خودکار از ارتباطي مستحکم برخوردار است. برانگيزنده‌هاي بروني، با آن که ممکن است مشروط به انجام کار باشد (مانند حق‌الزحمه براي انجام کار)، از نظر منطقي بخشي از کار را تشکيل نمي‌دهد. برانگيزنده‌هاي بروني غالباً از منبعي خارجي که هدف آن کنترل(يا استنباط کنترل) براقدام به کار يا عملکرد در آن کار باشد، ناشي مي‌شود، مثلاً وعده پاداش، تحسين، بازخورد انتقادي، ضرب‌الاجل، نظارت يا مشخصات نحوه انجام کار . باآن که وقتي فردي به انجام کاري مبادرت مي‌کند، معمولاً برانگيزنده‌هاي دروني يا برانگيزنده‌هاي بروني حاکم است، اين دو نوع برانگيزنده همزمان وجود دارد. در شرايط کسب و کار، تصور اين که کار صرفاً داراي انگيزه‌هاي دروني باشد مشکل است (درحالي که تصور اين که در چنين شرايطي صرفاً انگيزه‌هاي بروني وجود داشته باشد آسان است.) به علت آن که هر دو نوع انگيزه غالباً همزمان به وقوع مي‌پيوندد، مطالعه چگونگي ترکيب و تعامل‌شان داراي اهميتي ويژه است .
با استفاده از مفهوم‌زايي هم‌نيروزايي انگيزش، در مقاله‌اي نظري (آمابولي، ۱۹۹۳) چنين مطرح شده است که بعضي انواع انگيزش‌هاي بروني- که آن را« برانگيزنده‌هاي هم نيروزاي بروني» مي‌ناميم- مي‌تواند با انگيزش دروني، به ويژه وقتي ميزان انگيزش دروني، به ويژه وقتي ميزان انگيزش دروني در سطح بالايي قرار دارد، به نحوي مثبت ترکيب شود. دو مکانيسم روان‌شناختي براي ترکيب اين دو نوع انگيزش ظاهراً متضاد ارائه گرديده است .
برطبق مکانيسم اول، موسوم به انگيزش بروني در خدمت انگيزش‌هاي دروني، هر نوع عوامل بروني که احساس کفايت فرد را حمايت کند، يا درگيري عميق فرد را با خودکار توانمند سازد، بدون آن‌که احساس خودمختاري شخص را تحليل برد، بايد به انگيزش و خلاقيت دروني اضافه شود. اين عوامل بروني را «انگيزش هم نيروزاي بروني» مي‌ناميم. بخشي از اين مفهوم‌سازي‌ها از نظريات «دسي‌وريان» درباره برانگيزنده‌هاي بروني «اطلاعاتي» در قبال برانگيزنده‌هاي «کنترل‌کننده» گرفته شده است (۱۹۸۵). پاداش‌هايي که کفايت را بدون آن که حاکي از کنترل باشند- پاداش‌هايي که از پرورش استعدادها و کفايت‌ها حمايت کند (از اين طريق که چگونه فرد مي‌تواند درجات بالايي از کفايت و موفقيت کسب کند، اطلاعاتي درمورد جهت‌گيري را فراهم سازد)، يا پاداش‌هايي که فرد را قادر نمايد کارهاي جالبي انجام دهد، مي‌تواند به عنوان انگيزش‌هاي هم‌نيروزاي بروني عمل کند .
برطبق مکانيزم دوم، برانگيزنده‌هاي هم نيروزاي بروني ممکن است در مراحل معيني از فرآيند خلاقيت نقشي ايفا کند. فرآيند خلاقيت غالباً در چهار مرحله توصيف مي‌گردد. (بادرنظر گرفتن اين مطلب که افراد الزاماً فرآيند را يک سويه يا مرحله به مرحله طي نمي‌کنند.) مرحله اول عبارت از تشخيص مساله است که طي آن حل‌کنندگان مسئله معضل يا فرصتي را که با آن مواجه هستند تشخيص داده، تعريف نموده يا تلاش مي‌نند درک نمايند. مرحله دوم آماده‌سازي است که در آن حل‌کنندگان مسئله اطلاعات و ساير منابع لازم براي پي‌گيري مسئله را جمع‌آوري مي‌نمايند. مرحله سوم ايجاد پاسخ است که طي آن ايده‌هاي مختلف براي حل مسئله يا پيگيري فرصت طراحي و تدوين مي‌گردد. در مرحله چهارم، يا اعتباريابي و ارائه نتايج، بررسي ايده‌هاي ايجاد شده، انتخاب از بين آن‌ها و رسميت دادن يا ارائه روش منتخب است .
مرجع

این متن در واقع برای موضوع کارآفرینی تهیه شده بوده، اما من از مضمون تعاریفش میخوام استفاده کنم و بگم که هم نیروزائی در گسترش و علاقه به گسترش علم هم همینطور عمل میکنه...

یه نکته اخلاقی هم اینجا باید بهش توجه بشه!!! وقتی کسی به خودش اجازه میده که وقت یه نفر دیگه رو برای سوالش بگیره خوبه که یه کمی هم از وقت خودش رو بگذاره و عوض تشکر تجربه جدیدی رو که به دست آورده رو به اشتراک بگذاره ...

 

اين Post را Elvis Moris در زمان 6:21 AM ارسال كرده

نظرات ديگران

نظر دهيد وب سايت علمی/فنی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?
©تمامي حقوق اين سايت براي مولف محفوظ مي باشد