
Monday, August 27, 2007
ايران قهرمان جهان شد
اين Post را مریم در زمان
8:27 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

Sunday, August 26, 2007
قهرمانان نوجوان ايراني

نوجوانان واليباليست ايراني بامداد امروز با نتيجه سه بر صفر بر فرانسه پيروز شدند و براي اول دومي جهان مبارزه خواهند كرد.
گالري عكس--------
از اينكه يه تكوني به حس غرور ايرانيها كه خيلي وقته يه گوشه كز كرده ميدين، ازتون ممنونيم و براتون آرزوي موفقيت مي كنيم
اين Post را مریم در زمان
8:29 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
فيزيك
"توضيح دهيد که چگونه می توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت."
سوال بالا يکی از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.
يکی از دانشجويان چنين پاسخ داد: "انتهای فشارسنج را به ريسمانی بلند می بنديم. سپس فشارسنج را از بالا آسمان خراش طوری آويزان می کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه ی طول فشارسنج خواهد بود."
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر می آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولی دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ی خود کرد. يکی از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضی تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.
نظر قاضی اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولی نشانگر هيچ گونه دانشی نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طی فرصتی شش دقيقه ای پاسخی شفاهی ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.
دانشجو در پنج دقيقه ی اول ساکت نشسته بود و فکر می کرد. قاضی به او يادآوری کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولی نمی تواند تصميم گيری کند که کدام يک بهترين می باشد.
قاضی به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالای آسمان خراش رها کنيم و مدت زمانی که طول می کشد به زمين برسد را اندازه گيری کنيم. ارتفاع ساختمان را می توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولی که روی کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."
دانشجو بلافاصله افزود: "ولی من اين روش را پيشنهاد نمی کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"
"روش ديگر اين است که اگر خورشيد می تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ی فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ی ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسی ساده می توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيری کرد. رابطه ی اين روش را نيز روی کاغذ نوشته ام."
"ولی اگر بخواهيم با روشی علمی تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، می توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهای فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروی گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه های مربوط به اين روش را که بسيار طولانی و پيچيده می باشند در اين کاغذ نوشته ام."
"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ی اضطراری داشته باشد، می توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيرونی آن را علامت گذاری کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."
"ولی اگر شما خيلی سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج برای اندازه گيری ارتفاع استفاده کنيد، می توانيد فشار هوا در بالای ساختمان اندازه گيری کند، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيری کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهای حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."
"ولی بدون شک بهترين راه اين می باشد که در خانه ی سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، می تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"
دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فیزیکدان دانمارکی بود.
منبع: http://www.mentors. ca/bohr.html
مرسي مريم جون
اين Post را مریم در زمان
8:28 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
گاهي به آسمان نگاه كن شايد پروازشان را بر فراز شهر ديدي
سربازي كه پس از جنگ ويتنام ميخواست به خانه برگردد ؛ در تماس تلفني خود از سانفرانسيسكو به والدينش گفت:
« پدر و مادر عزيزم ؛ جنگ تمام شده و من ميخواهم به خانه باز گردم؛ ولي خواهشي از شما دارم.دوستي دارم كه مايلم او را به خانه بياورم»
والدين او در پاسخ گفتند:ما با كمال ميل مشتاقيم كه اورا ملاقات كنيم.
پسر ادامه داد: «ولي لازم است موضوعي را در مورد او بدانيد. او در جنگ به شدت آسيب ديده و در اثر برخورد با مين يك دست و يك پاي خود را از دست داده است و جايي براي رفتن ندارد. بنابر اين ميخواهم اجازه دهيد كه او با ما زندگي كند.»
پدر گفت:پسر عزيزم شنيدن اين موضوع براي ما بسيار تاسف بار است ؛ شايد بتوانيم به او كمك كنيم كه جايي براي زندگي پيدا كند.
پسر گفت:« نه ؛ من ميخواهم او با ما زندگي كند.»
والدين گفتند: تو متوجه نيستي. فردي با اين شرايط موجب دردسر ما خواهد شد.ما فقط مسئول زندگي خودمان هستيم و نميتوانيم اجازه دهيم مشكل فرد ديگري زندگي ما را دچار اختلال كند. بهتر است به خانه باز گردي و او را فراموش كني.دوستت راهي براي ادامه زندگي خواهد يافت.
در اين هنگام پسر با ناراحتي تلفن را قطع كرد و والدين او ديگر چيزي نشنيدند.چند روز بعد پليس سانفرانسيسكو به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از يك ساختمان بلند جان باخته است و آنها مشكوك به خودكشيند.پدر و مادر سراسيمه به سمت سانفرانسيسكو مراجعه كردند و براي شناسايي جسد به پزشكي قانوني رفتند.آنها فرزند را شناختند و به موضوعي پي بردند كه تصورش را هم نميكردند. فرزند آنها فقط يك دست و يك پا داشت
-------------------------
تا حالا آسايشگاه جانبازان رفتي؟
اين Post را مریم در زمان
8:14 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

Tuesday, August 21, 2007
...
.jpg)
اين Post را مریم در زمان
12:13 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
موسيقي
يه سايت خوب و تخصصي در مورد موسيقيضمنن مي تونين بليط هاي كنسرت هاي كامكار ها و گروه شمس را از
اينجا بخرين
اين Post را مریم در زمان
9:24 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
قوانين جالب
1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
3. داشتن سکس با حیوانات برای مردان لبنانی در صورتی مجاز است که حیوان مورد نظر ماده باشد. در صورتیکه فردی در حال سکس با حیوان مذکر دستگیر شود مجازاتش مرگ است.
4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک كردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
19. در 24 ایالت آمریکا ضعف جنسي عامل اصلی طلاق است.
20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
منبع: يك پزشك
اين Post را مریم در زمان
9:20 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

Saturday, August 18, 2007
دفتر رضا شاه در حال تخريب

{عکس فوق دفتر رضا شاه در میدان تیر قدیم است که هم اکنون در حال تخریب است.}
---------------------------------------------
منبع: بدبين
اين Post را مریم در زمان
8:09 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

Thursday, August 16, 2007
صدای دلتنگی
امروز از اون روزاست که دلم گرفته!!! خیلی هم گرفته!!! شاید هم بیشتر ...
دلم میخواست پیشم بود و پیشش بودم! چی میشد مگه؟ به کجای دنیا بر میخورد؟ کدوم قسمت تنظیمات دنیا به هم میریخت؟!!! آخه چرا رفتیو تک و تنها منو با یه عالمه مهر و محبتت تنها گذاشتی؟
کاش میشد دوباره برگردی... کاش میشد یه بار برای همیشه میومدی ... حتی دیگه به خوابم هم نمیای!!!
اسمشو بذارم سرنوشت؟ نه من از این کلمه خوشم نمیاد!!! ولی مثه اینکه باید بهش اعتقاد پیداکنم...
اما نه... من منتظرم... تا ته دنیا... میام اون دنیا پیدات میکنم و از کنارت جم نمیخورم... اونجا نمیگذارم بری و تنهام بزاری....
ولی تا اون موقع دلتنگت میمونم...
اين Post را Elvis Moris در زمان
12:11 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
جهان چندم
١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم . کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژهاى حداقل ٢ سال طول ميکشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئديها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي کنند، بحث مي کنند، بحث مي کنند، بحث مي کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي انجامد.
اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي داشت و به محل کار مي برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبحها زود به کارخانه مي رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک ميکرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي آمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي رسيم و وقت براى پياده رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي رسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي کني؟ اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته ( Slow Food ). اين جنبش ميگويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Food Fast) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي کنند امّا از آمريکائيها و انگليسيها مولّدترند. آلمانيها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده اند و مشاهده کرده اند که بهره ورى و قدرت توليدشان ٢٠ درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائيها را هم جلب کرده است.
البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي ترين ارزشهاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيطهاى کارى کم تنش تر، شادتر و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکتها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي شتاب و با بهره ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.
------------------
با تشكر از هانيه
اين Post را مریم در زمان
10:06 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

Wednesday, August 15, 2007

صبا علیزاده : جوان های امروز به نوع عینک و غذایشان اهمیت می دهند ولی نسبت به موزیکی
که می شنوند حساس نيستند.
گفتگوي كامل
اين Post را مریم در زمان
12:08 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
آب

نياز شما به آب به دلايل زير است:
تنظيم درجه حرارت بدن.
انتقال مواد مغذي به سلولها و بافتها در سراسر بدن.
بهبود بخشيدن به گوارش.
دفع مواد زائد و سموم از بدن.
منبع: همشهري
اين Post را مریم در زمان
11:57 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

Monday, August 13, 2007
مولانا
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانوا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
ادامه از پنجره
اين Post را مریم در زمان
8:55 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
معرفي كتاب

رمان بادبادك باز
نوشته خالد حسینی نويسنده افغاني
-------
خالد حسینی در 4 مارس 1965 در کابل به دنیا آمد. خانوادهاش اصلیت قزلباش داشتند. پدرش در وزارت امور خارجه کار میکرد و مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک مدرسه بزرگ دخترانه در کابل بود. در سال 1970 به پدر خالد حسینی مأموریت داده شد که در سفارتخانه افغانستان در پاریس مشغول به کار شود. خالد حسینی با سه برادر و خواهرش به همراه پدر و مادر به پاریس رفت. در سال 1973 خانواده به کابل برگشتند و در جولای همان سال کوچکترین برادر وی به دنیا آمد. در همین سال بود که کودتایی بدون خونریزی در افغانستان انجام شد و رژیم حاکم افغانستان تغییر کرد.
ادامه از سايت يك پزشك
اين Post را مریم در زمان
9:19 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

Sunday, August 12, 2007
موزه جواهرات بانك مركزي

ساعت كار موزه: روزهاي شنبه تا سه شنبه 14 الي 16/30
ورودي: 600 تومان
تلفن تماس: 64463785و 64464100
اطلاعات بيشتر :
اينجا و
اينجا
اين Post را مریم در زمان
8:12 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

Wednesday, August 08, 2007
؟
كسي از سرنوشت فاطمه سعادتي مجري برنامه جووني به وقت فرداشبكه جوان خبر داره؟
اين Post را مریم در زمان
1:36 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
پيامهاي بازرگاني

سريال "My Family" از دوشنبه تا جمعه ساعت 8 شب از شبكه BBC Prime پخش ميشه.
اگر امكانشو داريد ببينين
اين Post را مریم در زمان
1:32 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
بي آرزو
گاهي آنقدر غرق آرزو هستي كه فراموش مي كني خودت آرزوي كسي هستي
با تشكر از مريم
اين Post را مریم در زمان
8:02 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

Monday, August 06, 2007
WallPaper قهرمانان آسيا
اين Post را مریم در زمان
10:54 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

Thursday, August 02, 2007
استاد شجريان

استاد شجريان : اگر دريافت وجه از هنرمندان قانوني است به قانون احترام مي گذارم
وي با اشاره به صحبت يكي از مسئولان كه گفته بود مبلغ اين وجه توافقي است، گفت : توافق يعني اينكه دو طرف توافق داشته باشند نه يك طرف و طبيعي است كه وقتي يك طرف توافق نداشته باشد نوعي تحميل به وجود مي آيد. خواننده پيشكسوت آواز ايران در ادامه افزود : دولت وهمه مسئولان مملكتي بايد براي رونق فعاليت هاي فرهنگي كوشش كنند و اگر قرار باشد، هر گروه موسيقي براي برگزاري كنسرت هزينه هاي نيروي انتظامي را نيز تامين كند در حقيقت ما آنها را جريمه كرده ايم و اين به نفع فرهنگ كشور نيست .
خبر كامل از سايت Iran News
اين Post را مریم در زمان
12:19 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
©تمامي حقوق اين سايت براي مولف محفوظ مي باشد