NAVAB.ORG NAVAB.ORG
تماس معرفي علمي/فني گوارا خانه
لينكها
گوارا

خونه علی آقا روی Net
کوچه ی بی دار و درخت
تجربيات يک ايرانی شاغل در Microsoft
خورشيد خانوم
شكّر
جف
قصه های عامه پسند
راهي
خاطرات يك افسر وظيفه
سه نقطه ستان
زهرا
فیلم / سینما

سايت های پر کاربرد
موسيقي
ترانه های فارسی موسيقی ايرانی
----
يه سايت خوب برای گوش دادن به آهنگ هاي قديمي *جديد
----
جدید ترین آهنگهای ایرانی وخارجی ودرخواستی شما
----
يک سايت خوب برای گرفتن آهنگ های ترکی و غير ترکی
----
يه سايت خوب برای Download آهنگ های جديد ايرانی
----
‏ToolBox
بهترين سايت برای ارسال کارت تبريک
----
بانک اطلاعات رستورانهای ايران
----
سايت 118
----
جستجوی پزشک
----
Online Dictionary فارسی به انگليسی و انگليسی به فارسی
----
برنامه سينماهاي تهران
----
راهنماي اخذ پذيرش از دانشگاه هاي معتبر دنيا

Photography

Digital Camera Reviews And News
----
A Digital Photography Contest
----
photoSIG
----
Learning about the world through photography
----
Digital Photography - Cameras Buying & Comparing Guide
----
Persia at Photo

Feed | خوراک xml

آخرين مطالب
آرشيو مطالب قبل
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007

Tuesday, June 27, 2006
حجاب
اينجارو بخونين

اين Post را مریم در زمان 9:12 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Monday, June 26, 2006
الگوهای جوانان ايرانی


کاريکاتور از جمال رحمتی
چاپ در روزنامه همشهری

من نميفهمم چرا همه ميگن فوتباليستها الگو های جوانان ايرانی هستند؟ چه کار اخلاقی تا به حال ما از اينها ديديم؟ کدومشون کار جوانمردانه ای کردند؟ جز اينکه هر چند وقت يه بار يه جوری آبروی ايرانی و ورزشکار و با هم ميبرن؟حداقل ماهی يه بار داريم خبر زد و خوردشون ميشنويم، هر چي هم رسانه ها مثل مادر پدر های مستاصل از شرارتهای بچه هاشون، سعی ميکنن با گفتن بازيکنان با اخلاق بهشون تلقين کنن که با اخلاقن بازم فايده ای نداره! البته مصلمن همشون بد اخلاق نيستن ولی حتا خوب خوباشونم تابه حال کار ارزشمندی که اونارو لايق واژه الگو بکنه نکردن! يعنی واقعن الان تو جامعه ما انقد قحطی الگوئه؟المپياديا، اينهمه دانشمند ايرانی که تو دنيا نام ايران رو مطرح کردن و خيليای ديگه، همه کارشون بی ارزش تر از فوتباليستهاس!چرا هيچ وقت اسمی ازشون نميشنويم؟
من کلن حکمت اينهمه اهميت فوتبال را متوجه نميشم! تو TV يه آقايی ميگفت فوتبال صنعته.آيا آماری وجود داره که اين صنعت تو کشور ما چقدر براش هزينه شده و چقد بازدهی مالی داشته؟ يا چند درصد اشتغال زايی داشته؟
به صرف اينکه اين صنعت برای آلمان فرضن درآمد زيادی داره ما هم بايد اينجا بهش رونق بديم؟
مگه ما بايد همه جور صنعتی داشته باشيم، يا داريم؟خوب اينم رو بقيه که نداريم! مثلن صنعت توريسم،مصلمن ميتونه درآمد خيلی زيادی برای ما داشته باشه ولی 1/1000 فوتبال واسش هزينه نميکنن!
کار اين فوتبال به جايي رسيده که مهمترين مشکل ما خانومای ايرانی شده جلوگيری از حضورمون در ورزشگاه يعنی ما واقعن خواسته های مهمتر از اين برای مطرح کردن نداريم؟
من خودمم فوتبال رو دوست دارم، کلن فوتبال دوست داشتنيه، من منکر اين نيستم ولی خوب اينا که گفتم واقعن برام جای سواله
دوست دارم نظر شمارم بدونم

فکر کنم اين دراز ترين پست گوارا تو کل زندگيش باشه!

اين Post را مریم در زمان 11:16 AM ارسال كرده
4 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



This is how business is done!!

Father: I want you to marry a girl of my choice
Son: "I will choose my own bride!"
Father: "But the girl is Bill Gates's daughter."
Son: : "Well, in that case...ok"
Next Father approaches Bill Gates.
Father: "I have a husband for your daughter."
Bill Gates: "But my daughter is too young to marry!"
Father: "But this young man is a vice-president of the World Bank."
Bill Gates: "Ah, in that case...ok"
Finally Father goes to see the president of the World Bank.
Father: "I have a young man to be recommended as a vice-president."
President: "But I already have more vice- presidents than I need!"
Father: "But this young man is Bill Gates's son-in-law."
President: "Ah, in that case...ok"

Moral: Even If you have nothing, You can get Anything. But your attitude should be positive

اين Post را مریم در زمان 10:23 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



بدون شرح

تصور کنين شرايط بر عکس بود، يه خانم بين اينهمه آقا، اونوقت چقدر حس همه فرق ميکرد، ميدونم جملم گويا نيست و خيليها ممکنه برداشت اشتباه کنن، ولی خب ..!

اين Post را مریم در زمان 9:43 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



عکسهای طرفداران تيم ملی ايران و
اينجاس

اين Post را مریم در زمان 9:25 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Sunday, June 25, 2006
عکسهای منتخب از جام جهانی
برگزيده عکسهای جام جهانی



































اين Post را مریم در زمان 8:32 AM ارسال كرده
3 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



گزارش بازگشت اعضای تيم ملی از آلمان
گزارش روزنامه شرق

اين Post را مریم در زمان 8:11 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Saturday, June 24, 2006
few a few little less!
جدول خوبيه برای گرامر
من برای اينکه يادم نره هميشه Less Sugar را حفظ کردم که يادم باشه Less مربوط به Uncountable هاست!
numberamountboth
  • many
  • both
  • several
  • few/fewer/fewest
  • a few
  • one of the
  • a couple of
  • much
  • less
  • little
  • a little
  • very little
  • some
  • any
  • most
  • more
  • all
  • a lot of
  • no
  • none of the

اين Post را مریم در زمان 3:42 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



جام جهانی

اين Post را مریم در زمان 1:18 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



Nancy Ajram


متولد: 1983 در کشورلبنان
قد و وزن : 158 cm , 50 kg
سرگرمی: آشپزی و شنا

اگر اطلاعات بيشتر خواستيد اينجا هست

اين Post را مریم در زمان 12:11 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



واحد پول کشور ها
اينجاست، ولی سنگاپورو نداره!

اين Post را مریم در زمان 9:09 AM ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Wednesday, June 21, 2006
معرفی بهترين عکاسی دنيا!
من امروز رفتم عکاسی اسکان خيابان وليعصر روبروی دو راهی يوسف آباد
کارش واقعن عالی بود، اولن که تو حالتهای مختلف انقدر ازت عکس ميگيره تا بهترين حالتتو پيدا کنه، بعد همه عکسهايي که گرفترو جلوت رو Computer با Photoshop باز ميکنه و با توافق مشتری يکيشونو انتخاب ميکنه و اونوقت شروع ميکنه به اصلاح کردن اونيکی.
هر اصلاحی که فکرشو بکنين، دلم ميخواد عکس منو قبل و بعد از Edit ببينين!!نظر تو را هم دائم
رنگ پوستتو، تک تک نقطه های رو صورتتو، ابرواتو، چشم منو يه سايز بزرگ کرد!!چشم راست دوستمو برد جای چشم چپش!! نخند، راست ميگم. دماغشو قلمی کرد، اصلن يه وضعيتی
جالبيه کارش اينه که همه اينکارارو جلوی چشم خودت انجام ميده

آخرشم ميپرسه خوبه؟ جاييشو نميخوای تغيير بدم

يه آدم ترو تميز آرايشگاه رفته بدون اشکال تحويلت ميده، اونم ظرف کمتر از 5 دقيقه!2500 تومان
يه وقت فکر نکنين قيافه آدم با اينهمه تغيير مصنوعی ميشه،نه! خيلی حرفه ای کار ميکنه. رو حرف من حساب کنين، ضرر نميکنين.
آهااان انقدر هم خوش اخلاق و با حوصله کارشو انجام ميده که آدم واقعن لذت ميبره

اين Post را مریم در زمان 7:05 PM ارسال كرده
4 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



شوهر نمونه:
تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟



با تشکر از آقا سعيد گل و بلبل...

اين Post را Elvis Moris در زمان 5:17 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Tuesday, June 20, 2006
داستان ايران خودرو
يکی از دوستای من يه 206 مدل 83 داره، ماشينش اخيرن اول حرکت تو دنده 1، به اصطلاح کپ ميکرده، چند تا تعميرگاه ميبره، هر کدوم يه چيزی ميگن و خلاصه مشکلو تشخيص نميدن تا آخر سر ميبرتش "تعميرگاه مرکزی ايران خودرو"
اونجا بعد از معاينه اوليه ميگن مشکلش فلانه, هزينشم ميشه 200 هزار تومن
دوست منم ميگه باشه و ماشينو ميزاره و مياد.
فرداش که ميره ماشينو تحويل بگيره، ميگن چون لوازم فرانسوی برات انداختيم، هزينش شد 285 هزار تومن!
يکی از قطعاتی که براش عوض کرده بودن صفحه کلاجش بوده
روی فاکتوری که ميدن، هم قيمت محصول ميخوره هم يه کدفنی، که به ازای اون کد در هر فروشگاه ايران خودرو فقط يک مدل وجود داره
اين دوست من زنگ ميزنه به دو سه تا از نمايندگيهای ايران خودرو، ميبينه قيمت اين صفحه کلاج با اين کد که تو فاکتور 140 هزار تومن خورده، تو همه نمايندگيها حتا تو خود انبار تعميرگاه مرکزی حدود 60 هزار تومنه!

بعد از چندين بار تماس با تعميرگاه، با 1000 مصيبت بلخره (ميدونم مينويسن بالاخره) مسوولشو پيدا ميکنه و جريانو تعريف ميکنه، طرف اول به کل منکر ميشه بعدشم وقتی ميبينه دوست من خيلی پيگيره ميگه ما اينارو چون با هواپيما آورديم اين قيمت برامون درومده و تو هم هيچ کاری نميتونی بکنی!


پيگير خانم فردا صبحش پا ميشه ميره اونجا و با آرتيست بازی و لات بازی و جنجال به پا کردن يه جوری خودشو ميرسونه به رييس کل اون قسمت!

آقای رييس بعد يه سری پيگيری آخر سر ميگه خانم احتمالن اشتباه شده ! فاکتورو بدين ما براتون يه فاکتور جديد با قيمت 60 تومن صادر کنيم!، که البته بعد از يک هفته هيچ خبری از فاکتور جديد نيست!



چند تا نتيجه ميشه از اين داستان گرفت
يکی اينکه به هيچکس و هيچ جا نبايد اطمينان کرد،حالا چه طرف آشنا باشه چه يه معلم مدرسه باشه چه يه موسسه خيريه باشه يا هر فرد يا هر جای به ظاهر مطمئن ديگه!

دوم اينکه اگه ميخواين حقتونو نخورن بايد مثل عقاب باشين حواس جمع و آماده حمله در مواقع لزوم

حالا بدتر از همه اينکه مشکل ماشين عقاب قصه ما،آخرشم بعد از اين همه ماجرا حل نشد!!

اين Post را مریم در زمان 4:23 PM ارسال كرده
3 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Sunday, June 18, 2006
خبرهای مخصوص گوارا از هامبورگ آلمان
گوارا امروز یه سری عکس داره که خبرنگار افتخاری ما آقا سعید از هامبورگ فرستاده؛ البته در مورد خود بازی نیست ولی جشنیه که ایرونیها اونجا به پا کردن.

در کنار بازی مردم جمع شدن و زدن و رقصیدن و شادی کردن.... سعید دستت درد نکنه عکسای باحالی گرفتی...

فکر کنم عکسهای مسابقه به اندازه کافی از تلوزیون و اینترنت پخش شده ... این عکسها ولی ... جدیده ....

امیدوارم خوشتون بیاد... فقط یک نکته که توجه منو به خودش جلب کرد این بود که بعضیها هنوز متوجه نشدن که پرچم ما عوض شده !!! بعضیا هم که اصلاً واسه خودشون یه پرچم اختراع کردن.... ولی خوب هرکسی یه جور فکر میکنه دیگه !!! مگه نه؟
حالا اینها رو ببینین باحالن مگه نه؟








اين Post را Elvis Moris در زمان 3:53 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Thursday, June 15, 2006
آقا رضا!
اولن که آقا رضا از اون تعميرگاه روان پاک رفته
بعدشم جای تسمه کولر برای من تسمه دينام انداخته بود!

اين Post را مریم در زمان 12:13 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Wednesday, June 14, 2006
چه کنیم که در مقابل پرتغال پیروز شویم؟
راه حل ابراهيم نبوی

اين Post را مریم در زمان 10:44 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



2 تا گزارش تصويری
گزارش تصویری / اهالی"پیدن کوئید" ؛ چند ماه پس از شناسایی

تجمع ميدان هفتم تير

اين Post را مریم در زمان 10:23 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Tuesday, June 13, 2006
12 توصيه برای داشتن پاهای سالم
من چند مورد که به نظرم جالبتره ترجمه ميکنم، اگه دوست داشتين ادامه را از اينجا بخونين

1.ورزش کنيد، روزی 20 تا 30 دقيقه پياده روی هم کفايت ميکند
2.به جای حمام آب گرم به مدت طولانی سعی کنيد دوش بگيريد! آب گرم برای مدت طولانی باعث گشادی عروق ميشود
3.پايتان را روی پايتان نيندازيد!اينکار مانع جريان خون در پاها ميشود
4.برای مدت طولانی به حالت ايستاده يا نشسته نباشيد
5.پوستتان را مرطوب نگه داريد، پوست خشک ممکن است باعث واريس شود
6.در صورت امکان هنگام نشستن پای خود را بالاتر از زمين و در سطح بدن نگهداريد، اين کار به پمپاژ خون کمک ميکند

ادامه
کمی و کاستيشو ببخشيد

اين Post را مریم در زمان 8:41 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



سفرای کشور های اروپايي در مراسم سوم پدر احمدی نژاد

اين Post را مریم در زمان 8:24 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Sunday, June 11, 2006
سخن بزرگان
هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست
ابوعلی سینا


کسیکه را که دوستش داری آزادش بگذار ، اگر قسمت تو باشد بر می گردد ، وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است
کوندرا

تا خود را از هر جهت کامل و شایسته ندیدی , قضاوت نکن
پوشکین


منبع : سايت سخنان بزرگان

اين Post را مریم در زمان 11:56 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



خاطرات يک افسر وظيفه
تو اين سايت يه افسر وظيفه خاطراتشو نوشته
من هميشه ميدونستم که اينا ليسانسن، ولی انگار درست نفهميده بودم، شايدم حواسم به سرباز بودنشون نبود
چرا راهنمايي رانندگی کارمند استخدام نميکنه واسه اينکار، اينهمه جوون ديپلمه بيکار
اونوقت بايد يکی که 4 سال وقت صرف کسب تخصص کرده بره مثل مداد وايسه سر چهارراه ها تو گرما و سرما و دود و دم، که هر چيم خونده يادش بره؟

به نظر من سربازی خوبه ولی فقط همون 2 ماه آموزشيش

اين Post را مریم در زمان 11:22 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



...
اگر ميخواين همسرتون با دقت کامل به حرفاتون گوش بده، تو خواب حرف بزنين

اين Post را مریم در زمان 11:03 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



11:11
اينجا يه سری مطالب عجيب غريب راجع به 11:11 هست
يه نگاه بکنيد

تو اين سايت گفته شده که :
It's a wake up call به اين معنی که کسانی که اين علامت را زياد ميبينن افرادی هستند که انتخاب شدن و ...

اين Post را مریم در زمان 10:51 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



فوتبال همه زندگی نیست
مقاله خيلی جالبيه

ميدونستين ايران بابت پخش مستقيم هر بازی 100 ميليون تومان پرداخته؟
واينکه کشور انگلستان با اون تيم و تشکيلات فقط 15 تا بازيو پخش مستقيم ميکنه؟

اين Post را مریم در زمان 10:35 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



بازيهاي جام جهاني 3
آدرس کانالهای پخش مستقيم مسابقات فوتبال از ماهواره

اين Post را مریم در زمان 10:26 AM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Saturday, June 10, 2006
11:11
تا حالا شده به خودتون بگين : چه جالب! من تقريبن هر روز دارم سر ساعت 11:11 ساعتو نگاه ميکنم؟
تا حالا چيزی راجع به 11:11 شنيديد؟

اين Post را مریم در زمان 1:48 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



جدول بازيهاي جام جهاني 2
اينجاس
برای چاپ گرفتن خوبه

اين Post را مریم در زمان 1:08 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



معرفی تعميرگاه
اگر مشکل کولر ، برف پاک کن يا شيشه بالا بر و... داريد ،من يه تعميرگاه پيدا کردم به نظر آدم منصف و واردی مياد،
تعميرگاه روان پاک : آقا رضا
خيابان موازی گيشا (شرق گيشا))از سمت جلال آل احمد ، يه سری تعميرگاه هست، اين آخرين تعميرگاه، سمت شرقی خيابونه

برای تسمه و گازکولر پرايد کلن چهارو نيم گرفت


به نظر شما چجوری ميشه وضعيت تعميرگاه هارو سر و سامون داد؟
نه کنترلی بر کيفيت يا حتا کميت کارشون وجود داره نه نرخ ثابتی دارن، اين نمايندگي های مجاز سايپا که ديگه از همه بدتر

راستی کسی پرايد صفر نميخواد؟

اين Post را مریم در زمان 12:19 PM ارسال كرده
4 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



اسكيزوفرني
اينجا راجع به اسكيزوفرني مطلب نوشته، دوست داشتين بخونين

اين Post را مریم در زمان 12:03 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Wednesday, June 07, 2006
شما تو استاديوم جا رزرو کردين؟
اين سايت يه استاديوم مجازی ساخته که ميتونين برين توش جا رزرو کنين، رفيقاتونو دعوت کنين بيان ور دلتون بشينن، لباستونو انتخاب کنين و ....
تا جاهای خوب پر نشده بجمبين!
هيم نپرسين خوب بعدش چی؟ چه فايده؟!!چی ميشه؟
همينطوری برای بازيه

اين Post را مریم در زمان 8:27 AM ارسال كرده
3 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Tuesday, June 06, 2006
هدف، سوخت، گُل


43things.com
سایتی هست برای انتخاب/اعلام هدف های شخصی و پیگیری رسیدن به هدف ها به همراه افراد
دیگری که اون هدف رو پا به پای شما دنبال می کنن و همینطور افرادی که به اون هدف
دست پیدا کردن.

مثلاً یکی از داغ ترین هدف های این سایت وزن کم کردن هست که 10185 نفر (از
اعضای این سایت) قصد دارن این کار رو انجام بدن و 460 نفر هم تا حالا به این هدف
دست پیدا کردن (و این کار رو عملی کردن)
از هدف های پرطرفدار دیگه ش نوشتن کتاب و انتشار اون هست یا گرفتن عکس های بیشتر و بهتر و ...
سایت جالبیه، به بهتر شدن کمک می کنه...



با توجّه به این نکته که به زودی توزیع سوخت برای خودرو تو ایران تغییرات اساسی
خواهد کرد (بنزین زدن محدود با کارت سوخت) می خواستم یه مطلب در این مورد بنویسم،
امّا منابع خوب و مناسب و مستند در مورد زمان عملی شدن این طرح و کم و کیفیش پیدا
نکردم بنابراین بی خیال شدم.
فقط یه چیز جالب به ذهنم رسید، اونم این که الآن تا زمان عملی شدن طرح که احتمالاً
پاییز امسال باشه، فرصت هست که ملّت برن و بنزین لیتری 800 تومن ذخیره کنن و بعد
اگه نفروختن حداقل برای خودشون استفاده کنن، هیچ منع قانونی هم نباید داشته باشه.




در این بخش از برنامه توجّه تون رو جلب می کنم به یک کاغذ دیواری :




اين Post را شهاب یارمحمّدی در زمان 3:36 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



کمی راجع به زندگی
ما خودمان را متقاعد مي کنيم به اين که زندگي بهتر خواهد شد وقتي که ازدواج کنيم و خانواده اي تشکيل دهيم.سپس سر خورده و نا اميد مي شويم چرا که بچه هاي ما کوچک هستند و به توجه دائمي نياز دارند، پس به اميد آينده بهتري هستيم تا آنها بزرگ شوند بعد که به سن نوجواني رسيدند وما درگير مشکلات آنها هستيم آرزوي گذشتن آنها از سن بحران و فرداي شادتري را داريم.....به خودمان وعده ميدهيم زندگي بهتري را..............وقتي من و همسرم با هم تلاش کنيم،تا ماشين بهتري تهيه کنيم،تا به مسافرت تفريحي برويم،تا......بالاخره بازنشسته شويم.

حقيقت اين است که هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست.زندگي هميشه پر از درگيري و سعي و تلاش است.چه بهتر قدرت رويارويي با آنها را داشته باشيم و عليرغم تمام مشکلات تصميم بگيريم شاد زندگي کنيم.

براي مدت مديدي به نظر هر کسي مي رسد که زندگي واقعي را بايد از جائي شروع کرد ،ولي هميشه موانعي سر راه وجود دارد-تجربيات سختي که بايد از سر گذراند --کارهايي که بايد به سرانجام برسد--زماني که بايد صرف انجام کاري شود--قبضي که بايد پرداخت شود سپس...........تازه زندگي آغاز خواهد شد.اين عقايد کمک کرد تا بفهمم ..هيچ جاده اي تا سعادت و خوشبختي نيست بلکه خوشبختي همان راه ولحظه هاي زندگي است که طي مي کنيم.

پس از تمام لحظات زندگيت لذت ببر......کافيست در انتظار بودن براي اتمام تحصيلات يا شروع آن.به دست آوردن پول يا خرج کردن آن ،براي کاري را شروع کردن،براي ازدواج،براي يک روز تعطيل،خريد ماشين جديد،دادن قرضها،براي بهار،تابستان،پاييز وزمستان،براي اول ماه،پانزدهم ماه،براي آهنگي که قراره از راديو پخش بشه،براي مردن ،براي دوباره زنده شدن.......قبل از اينکه تصميم بگيري شاد باشي.

شاد بودن يک سفر طولاني است،نه يک مقصد

هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست..............

زندگي کن و از تمام لحظاتش لذت ببر.

آيا به خاطر مي آوري:نام پنج نفر از ثروتمندترين اشخاص جهان،پنج شخصي که در سالهاي اخير ملکه زيبايي جهان شده اند يا ده نفر از کساني که جايزه نوبل را برده اند و يا حتي ده هنرپيشه اي که اخيراً اسکار گرفته اند.......نسبتاً مشکل است.نگران نباش هيچکس به خاطر نمي آورد

تشويقها پايان مي پذيرد..........مدالها را گردوغبار فرا مي گيرد..............و برنده ها خيلي زود فراموش مي شوند.............

ولي اکنون ببين آيا به خاطر مي آوري :نام سه معلمي که در پيشرفت تحصيلي تو نقش موثري داشته اند،سه نفر از دوستانت که در زمان احتياج به تو کمک کرده اند ،يا انسانها يي که احساس خاص و زيبايي را در قلب تو به وجود آورده اند،يا اسم پنج نفراز کساني که مايل هستي اوقات فراغت خود را با آنها بگذراني.

جواب دادن خيلي بي دردسر و راحت است ،..نيست؟

کساني که به زندگي تو معنا بخشيده اند ،جزو مشهورترين و بالا ترين افراد دنيا نيستند؛ آنها ثروت زيادي ندارند يا مدال و جايزهً مهمي به دست نياورده اند؛ولي...........آنها کساني هستند که نگران تواند واز تو مراقبت مي کنند؛کساني که مهم نيست چگونه؛ولي در کنار تو مي ما نند...مدتي دربارهً آن فکر کن..........زندگي خيلي کوتاه است........و تو ؛در کدام ليست از کساني که نام بردم هستي؟آيا مي داني؟

بگذار تو را ياري کنم.

مدتي پيش در المپيک معلولان در شهر سياتل؛نـُه دونده در خط شروع براي مسابقه صـد متر ايستاده بودند؛تير شروع مسابقه شليک شد؛دونده ها سعي مي کردند بدوند و برنده شوند.ناگهان پاي يکي از آنها پيچ خورد و افتاد و شروع به گريه کرد.هشت دونده ديگر پس از شنيدن صداي گريه او دست از مسابقه کشيدند و باز گشتند.يک دختر عقب مانده ذهني کنار او نشست او را در آغوش گرفت وبه او دلداري داد .سپس همهً دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پايان رسيدند..تمامي جمعيت حاضر دراستاديوم ايستاده بودند و براي آنها دست مي زدند...تشويقي که مدتي بسيار طولاني ادامه پيدا کرد.

کساني که نظاره گر اين صحنه بودند هنوز دربارهً آن حرف مي زنند.مـي دانيد چــرا؟

زيرا اين حادثه عميقاً در قلب ما تاثير گذاشت و ما همه مي دانيم چيزهاي مهم تري از برنده شدن يک نفر در دنيا وجود دارد.

کمک کردن به ديگران براي اين که آنها هم موفقيت را تجربه کنند*******حتي اگر به اين معني باشد که قدم هاي خود راآهسته تر کنيم و در شيوهً زندگي خود تغييراتي ايجاد کنيم.


يک شمع چيزي را از دست نمي دهد اگـر به ديگري روشني ببخشد************


مرجع: ایمیلم!!!!

اين Post را Elvis Moris در زمان 1:59 PM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



يک طبقه بندی جالب از Weblog ها
اين سايت weblog هارو بر اساس موقعيت جغرافيايي نويسنده هاشون طبقه بندی کرده

اين Post را مریم در زمان 1:22 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



چه کنیم تا بیان موثر تری را داشته باشیم
-دقیق و مشخص حرف بزنیم
-از بر چسب زدن و قضاوت کردن بپر هیزیم
-واقع بینانه حرفهایمان را بزنیم
-مخاطب را به نتیجه تصمیم گیریها هدایت کنیم
-نظراتمان را کوتاه و صادقانه بیان کنیم
-روی یک طول موج با افراد ارتباط برقرار کنیم
-نیازهای مخاطب را در ارتباط کلامی درک کنیم
-شخصیت مخاطب را در ارتباط به حساب بیاوریم .

منبع : سايت خاطرات يک مدير

مطالب جالب ديگه ای هم توش هست

اين Post را مریم در زمان 1:14 PM ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 


Saturday, June 03, 2006
ابی
من از آلبوم جديد ابی مخصوصن : "بگو نه" و "حنا خانوم"و "حريق سبز" خيلی خوشم مياد، ولی هر چی سعی ميکنم ربطی تو شعر حريق سبز پيدا نميکنم!! شما ها باهاش مشکل ندارين؟
ببين آخه!

عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا

رو فرش برگ و پولک ستاره
خمار شعرم می شکنه پیش تو

تب تو می خواد گل سرخ هیمه

اينا يعنی چی؟

اسم ترانه سراش زويا زاکاريان، حنا خانومم همين گفته ولی بگو نه رو يه آقايی به اسم "ايرج جنّتی عطائی" سروده

منبع : سايت IranSong

اين Post را مریم در زمان 11:03 AM ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



'آمريکا به وزير بهداشت ايران ويزا نداد'
خبر کامل
اعتراض ميکنی چرا؟ خوب تحريم يعنی همين ديگه!، اونموقع که خوشحال بودين ميگفتين آمريکا هيچ غلطی نميتواند بکند، فکر اين روزارو نميکردين، نه؟

اين Post را مریم در زمان 8:30 AM ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



مدل های ايرانی
اين سايت پر عکسهای مدل های ايرانيه

اين Post را مریم در زمان 8:20 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 



قصه 3
درس سوم: بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!


نتيجهء اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد!

اين Post را مریم در زمان 8:18 AM ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?
©تمامي حقوق اين سايت براي مولف محفوظ مي باشد